فارس: علی لاریجانی عصر امروز در حاشیه دیدار با مدیران استان قم، در گفتوگو با خبرنگاران در خصوص حضور هیئت ایرانی به سرپرستی رئیس جمهور در سازمان ملل متحد اظهار کرد: صحبتهای آقای روحانی در سازمان ملل سنجیده بود و هیئت ایرانی تحرکات هوشمندانهای داشتند.
وی با اشاره به اینکه مذاکرات انجام شده در این سفر حاکی از حرکت فراگیر داشت، بیان کرد: این مذاکرات نشان داد که ایران و نظام دارای سبک خاصی در گفت وگوی دیپلماتیک است.
رئیس مجلس شورای اسلامی ادامه داد: ایران نشان داد که در روابط خود صداقت و رویکرد عقلانی همراه با تعهد، مسئولیتپذیری و ایجاد امنیت و آرامش روانی را دنبال میکند.
وی با اشاره به اینکه تفکر شیعی از بلوغ سیاسی برخوردار است، بیان کرد: حرکات تروریست دولتی که صهیونیستها دنبالهرو آن هستند و اقدامات متحجرانه گروههای تندرو در این تفکر هیچ جایی ندارد و مسیر حرکت آن مجزا است.
رئیس مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: ایران اسلامی در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی هیچگاه تهدیدی برای کشورها نبوده است و در جنگ نیز مورد تجاوز عراق که از سوی آمریکا حمایت میشد، قرار گرفت و آنها بهطور مستمر ایران را تهدید کردند.
وی با اشاره به سخن اوباما که گفته بود دنبال براندازی نظام در ایران نیستند، گفت: آنها در گذشته به دنبال براندازی نظام بودند ولی موفق نشدند ولی باید بگویند که چرا در این وادی گام برداشتند، مگر مردم ایران چه گناهی داشتند غیر از اینکه یک دیکتاتور را بیرون کرده بودند.
لاریجانی اظهار داشت: خودشان گفتند که در کودتای 28 مرداد دست داشتند و نظایر این اتفاق بسیار رخ داده است.
وی با اشاره به سخنان اوباما یادآور شد: باید در عمل نشانههای تغییر را شاهد بود.
رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه گروه ایران در سازمان ملل متحد پیام عقلانیت، صلابت و عزتمندی را اعلام کردند، افزود: ایران به دنبال حرکت در مسیر عقلایی و تعامل با کشورها بوده و دنبال جنگطلبی نیست و امیدواریم که این رفتار عقلایی الگویی برای دیگر کشورها نیز باشد.
این وب سایت که تحت اشراف آل سعود، سردمدار وهابیت، فعالیت می کند همانند دیگر رسانه های وهابی، سعی در انتساب وهابیون به اهل سنت دارند. این رسانه ها با جا زدن افرادی مانند ابن تیمیه بنیانگذار فکری ـ عقیدتی وهابیت، سعی در معرفی وی به عنوان عالم برجسته اهل سنت دارند در حالیکه "ابن تیمیه" از سوی علمای بزرگ و استوانه های اهل سنت طرد شده می باشد.
العربیه که برای راست آزمایی خبر خود حاضر به انتشار پوسترها و بنرها نشد در ادامه آورده است:« نصب پوسترهای اهانت آمیز علیه شخصیتهای اهل سنت بویژه ابن تیمیه از بزرگان و علمای برجسته " و "به تمسخر گرفتن اهل سنت با چاپ فتاوای جعلی به نقل از علمای سنی مذهب بر روی بنرهای بزرگ دراین نمایشگاه" دلایل اعتراض جوانان اهل سنت این منطقه عنوان شده است.»
آنچه که در پوسترهای نمایشگاه روستای چاه مبارک عسلویه آمده، گویا تمام واقعیت است واقعیت هایی که از منابع وهابیون استخراج شده است.
خدای وهابیت اینگونه است؛خدایی که جسم نباشد، خدا نیست؟!
آیا نقل اظهار نظر علمای اهل سنت در مورد ابن تیمیه توهین به اهل سنت است؟!
آیا نقل اظهار نظر علمای اهل سنت در مورد ابن تیمیه توهین به اهل سنت است؟!
صدور فتوای "جهاد نکاح" فتوایی ضداسلامی و غیر انسانی
آیا نقل واقعیت های در مورد وهابیت توهین به اهل سنتی است که هیچ گونه ارتباطی با این گروه مسلمان نما ندارند؟
ابن تیمیه از نظر علمای اهل سنت
ابن تیمیه در سال 661هـ.ق در شهر حران، واقع در جزیره شام (ترکیه کنونی) به دنیا آمد. او پس از 67 سال زندگی، مصادف با سال 728هـ.ق در زندان قلعه دمشق از دنیا رفت.
ابن تیمیه درباره اوصاف الهی و توسل به انبیا و اولیای الهی عقائد خاصی دارد. یکی از خصائص او داشتن کینه و دشمنی با اهل بیت، و علاقه و محبت نسبت به دشمنان ایشان است. تا جایی که تمام تلاش خود را برای دفاع از دشمان عترت پیامبر(ص) به کار میگیرد و برای خطاهایشان عذر تراشی میکند؛ احادیث پیامبر اکرم(ص) را تکذیب کرده و برای دفاع از معاویه و یزید دست به تألیف کتاب میزند. افکار انحرافی ابن تیمیه تأثیر زیادی در ایجاد تفرقه بین مسلمانان و زمینهسازی برای شکلگیری وهابیت داشت.
علماى شیعه و بسیارى از علمای اهل سنت از عصر ابن تیمیه تاکنون در ردّ او کتابهای زیادی تألیف کرده یا با وى مناظره کردهاند. کوتاهترین و کاملترین عبارت درباره ابن تیمیه را، ابن حجر مکی از زبان عالمان اهل سنت درباره او آورده است. او میگوید: ابن تیمیه، کسی است که خداوند او را گمراه و خوار ساخته و به او قدرت تهمت زدن و دروغگویی عطا کرده است.
ذهبی از علمای بزرگ اهل سنت در نامهای خطاب به ابن تیمیه، او را با عبارتهای تند مورد خطاب قرار میدهد و میگوید: مگر نه اینکه اکثر پیروان تو انسانهایی ناتوان، سبک مغز، بیسواد، دروغگو، کودن و یا فریبکار هستند؟... در حالیکه برخی از دشمنانت افرادی صالح و فاضل و عاقلاند.[ابن تیمیه فی صورته الحقیقیه، ج 3، ص 22] و نیز شیخ ابن رجب حنبلی او را کافر میدانست.[أبی بکر الحصنی الدمشقی، دفع شبه من شبه و تمرد، الکوثری، محمد زاهد بن الحسن، ص 123، المکتبة الأزهریة للتراث، قاهرة]
سبکی از علمای اهل سنت نیز او را بدعتگذار خوانده و پس از شمارش عقائد باطلی که به آنها معتقد شده، میگوید: او به مخالفت با اجماع مسلمانان پرداخته و دچار تناقضی شده که هیچ کسی قائل به آن نیست. سپس او را جزو هیچکدام از هفتاد و سه فرقهای که مسلمانان به آن مبتلا شدهاند ندانسته است. عقائد ابن تیمیه را مساوی با کفر میشمارد.[ سبکی، علی بن عبدالکافی، الدره المضیئه فی رد ابن تیمیه، ص 2، دمشق، ۱۳۴۷ق]
سردار سرتيپ پاسدار دكتر حسين دهقان وزير دفاع جمهوري اسلامي ايران و دكتر سعدون الدليمي وزير دفاع جمهوري عراق در پايان دور دوم مذاكرات خود، سند همكاريهاي دفاعي ميان دو كشور را امضاء كردند.
به گزارش اداره كل تبليغات دفاعي وزارت دفاع، در اين سند، طرفين بر توسعه همكاريهاي دفاعي بعنوان عامل مهمي در گسترش و تحكيم صلح و ثبات در منطقه تأكيد كردند. طرفين همچنين توافقات قبلي در زمينه تقويت ارتش عراق را مورد تأكيد قرار دادند .
گفتني است دكتر سعدون الدليمي وزير دفاع جمهوري اسلامي در مدت اقامت خود در تهران علاوه بر دو دور مذاكره با همتاي ايراني خود با دكتر علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي، مهندس اسحاق جهانگيري معاون اول رئيس جمهور و امير دريابان علي شمخاني دبير شورايعالي امنيت ملي ديدار و پيرامون مسايل مورد علاقه در ابعاد دوجانبه، منطقهاي و بينالمللي گفتگو كرد.
سعدون الدليمي، وزير دفاع عراق عصر روز چهارشنبه با علي لاريجاني، رييس مجلس شوراي اسلامي ديدار و گفتگو کرد.
به گزارش خبرگزاري خانه ملت؛سعدون الدليمي، وزير دفاع عراق عصر روز چهارشنبه با علي لاريجاني، رييس مجلس شوراي اسلامي ديدار و گفتگو کرد.
لاريجاني در ابتداي اين ديدار با اشاره به سطح خوب مناسبات دو کشور در سالهاي اخير خواستار استفاده از ظرفيتها و فرصتهاي فراوان ايران و عراق براي ارتقاي همکاريهاي دوستانه شد و افزود: مجلس شوراي اسلامي از روند توسعه و گسترش همه جانبه مناسبات دوستانه با عراق حمايت ميکند. وي همچنين در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اين که همه گروههاي عراقي بايد با همکاري مشترک مسائل و مشکلات کشورشان را حل و فصل کنند، گفت: وفاق و همبستگي سياسي ميان همه گروههاي عراقي اعم از شيعه و سني و کرد زمينه تقويت امنيت و آسايش در عراق را فراهم ميکند و در پرتو آن توسعه اقتصادي، اجتماعي و سياسي در حرکتي دموکراتيک تحقق خواهد يافت.
رييس مجلس شوراي اسلامي در ادامه با اشاره به تحولات سوريه، افزود: برخي کشورها با سوء استفاده از شرايط بحراني در سوريه به اختلافات در عراق دامن زده و زمينه فعاليت گروههاي تروريستي در اين کشور را فراهم ميکنند غافل از آنکه ناامني در سوريه و عراق تمام منطقه را به سوي نزاعهاي طايفهاي و قومي و مذهبي خواهد کشاند.
وي در ادامه افزود: جمهوري اسلامي ايران از ابتدا حمايت خود را از راه حل سياسي براي بحران سوريه با حضور همه گروههاي اين کشور اعلام کرده است.
سعدون الدليمي وزير دفاع عراق نيز در همين ديدار با قدرداني از تلاشهاي جمهوري اسلامي ايران در کمک به برقراري صلح و ثبات در عراق و منطقه گفت: حمايتها و کمکهاي جمهوري اسلامي ايران در تحکيم امنيت در عراق نقش بسزايي داشته است.
وي همچنين خواستار افزايش ارتباطات دوستانه دو کشور در زمينههاي گوناگون گرديد و افزود: افزايش مراودات دو کشور تامين کننده منافع ملي و عاملي در ايجاد صلح و آرامش در منطقه است. سعدون الدليمي در ادامه با اشاره به اوضاع سوريه تداوم اين وضعيت را به زيان کشورهاي منطقه و به نفع رژيم صهيونيستي دانست.
ح.اب1529
هاشمی همچنین در این جلسه به برخی سوالات در مورد جنگ تحمیلی از جمله این که چرا در روزهای آغاز جنگ عراق توانست به داخل خاک ایران بیاید و این که چرا جنگ شروع شد در حالی که ایران آماده جنگ نبود و مشغول بازسازی بود و... پرداخت.
او به شرایط کشور به لحاظ داخلی و خارجی در آغاز جنگ تحمیلی اشاره کرد و گفت: انقلاب اسلامی ایران نمونه بینظیری از انقلابهای دنیای اسلام در آن تاریخ بود که مردم ایران که از ظلمها به تنگ آمده بودند با رهبری امام (ره) به تدریج آگاه شدند و راه خود را پیدا کردند و با هزینه بسیار کم بر ظلم پیروز شدند.
وی با اشاره به این که حکومت زمان شاه بسیار پول داشت و حمایت شرق و غرب به لحاظ امنیتی و اطلاعاتی را نیز به همراه داشت، افزود: ایران جایی نبود که به آسانی مردم بر حکومتش پیروز شوند اما ما مبارزه علنی به صورت افشاگری داشتیم و انقلاب از طریق اطلاعرسانی و آگاه کردن مردم توسط مساجد و حسینیهها و مراسم دینی و همچنین گردهمایی در دانشگاهها آغاز شد و غربیها اسم آن را الله اکبر گذاشتند چراکه الله اکبر حربه و شعار اصلی ما در میدان بود.
هاشمی افزود: این که امروز در کشورهای منطقه اسمهایی همچون بهار عربی و بیداری اسلامی را میشنویم، نمونه کوچکی از اتفاقی است که در زمان انقلاب ایران به وجود آمد و مردم با هزینه کم نشان دادند که میتوان در مقابل استبداد با حضور انبوه مردم ایستاد و آن را شکست داد. پس نگرانی سرایت انقلاب ایران به سایر کشورها به وجود آمد و اولین جایی که آثار پیروزی انقلاب در آن پدیدار شد، کشور عراق بود که اکثریت مردم آن شیعه بودند و حرکتهای خود علیه حکومت خشن حزب بعث را آغاز کردند.
او با اشاره به این که در زمان قبل از انقلاب رقابت نظامی بین عراق و ایران وجود داشت و شورویها، عراق را و غربیها ایران را تقویت میکردند، بنابراین این رقابت بین ایران و عراق وجود داشت، در مصاف غیرجنگی، ایران و عراق پیمان الجزایر را پذیرفتند. اما بعد از انقلاب عراق به فکر افتاد که هم جلوی انقلاب در عراق را بگیرد و هم انقلاب ایران را طوری سرکوب کند که دیگر کسی چنین خیالهایی را نکند؛ البته این فکر عراق، زایده آمریکا و غرب بود.
وی با اشاره به این که صدام پیمان الجزیره را مقابل تلویزیون پاره کرد و گفت به ایران حمله میکنیم و همه قدرتهای شرق و غرب از او حمایت کردند، ادامه داد: عراقیها با این تصور که در هفته اول که خوزستان را میگیرند و در هفته بعد به تهران میآیند، جنگ را آغاز کرده است و تحلیلشان این بود که اگر تنها خوزستان را بگیرند، کافی است چون در آن زمان همه ثروت ما در خوزستان بود. بنابراین با گرفتن خوزستان برنامه سقوط انقلاب را داشتند و این دلیل اصلی جنگ بود.
هاشمی با تاکید بر این که عراق شروعکننده جنگ بود و ما مورد تجاوز قرار گرفتیم و باید دفاع میکردیم، افزود: در روزهای اول که آماده نبودیم، عراق، پنج استان ما را تصرف کرد و با توجه به این که در آن زمان بنیصدر با سپاه مشکل داشت، مانع حضور نیروهای بسیجی و سپاهی در میدان جنگ شد. بنابراین ارتش که تمام تلاش خود را میکرد به تنهایی نمیتوانست مانع جلو آمدن عراق در خاک ایران شود. اما با رفتن بنیصدر راه برای حضور نیروهای تشنه شهادت به میدان جنگ باز شد و سپاه و ارتش با هم موتلف شدند و شروع به پیشرفت کردند و این منجر به پس گرفتن خرمشهر از دست عراق شد و مشخص شد که ایران قدرت پیروزی در جبههها را به دست آورده است. بنابراین موج وسیعی از وساطتها برای گرفتن آتشبس آغاز شد.
وی در ادامه به توضیح این نکته پرداخت که چطور عراق به صورت ظاهری دم از آتشبس میزد و ایران آن را نپذیرفت، افزود: حرف ما روشن بود. چون میگفتیم عراق به خاک ما تجاوز کرده است و تعداد زیادی از هموطنان ما شهید و آواره شدند پس باید به ما خسارت میدادند و متجاوز هم محاکمه میشد پس این خواست مشروع بینالمللی ما بود و امام تاکید داشتند تا وقتی که دشمن در خاک ماست، مذاکره نمیکنیم.
رییس تشخیص مصلحت نظام در ادامه به این مطلب که چطور شد جنگ پس از باز پس گرفتن خرمشهر ادامه پیدا کرد؟ گفت: پس از باز پس گرفتن خرمشهر هنوز دو هزار کیلومتر از بهترین زمینهای ما که در مرز ایران و عراق بود، در دست عراق قرار داشت. همچنین خسارتهای ما را نداده بودند و متجاوز هم محاکمه نشده بود پس ما در جلسه شورای عالی دفاع که با امام داشتیم، این نکات را بیان کردیم و در آن زمان نظامیها مایل بودند وارد خاک عراق شویم و جنگ را ادامه دهیم تا صدام را در داخل کشورش از کار بیندازیم اما امام تاکید داشت که نباید وارد عراق شویم.
هاشمی در ادامه به دلایل امام (ره) برای وارد نشدن نیروهای نظامیهای ایران به خاک عراق پرداخت و توضیح داد: امام (ره) معتقد بود اگر وارد عراق شویم مردم این کشور که با صدام همراه نیستند، به خاطر وطنشان موضع دفاعی میگیرند و همراه صدام میشوند. از طرف دیگر کشورهای عربی دچار ترس خواهند شد و در جنگ به نفع عراق وارد عمل میشوند و این که دنیا تحمل تصرف خاک عراق را از طرف ما نداشت و همچنین امام معتقد بود که اگر ما وارد عراق میشدیم مردم عراق آسیب میدیدند که خواهران و برادران ما بودند. اما در همان جلسه نظامیها استدلالی کردند که امام قانع شد.
رییس تشخیص مصلحت نظام افزود: استدلال نظامیها این بود که اگر صدام و دنیا بفهمند که ما وارد خاک عراق نمیشویم هیچوقت تسلیم نمیشوند و با خیالت راحت ارتش شکست خورده خود را بازسازی میکنند و دوباره به جنگ ما میآیند. از طرف دیگر امام هم معتقد بودند در این شرایط اگر آتش بس را بپذیریم، خسارتی به ما پرداخت نمیشود و دو هزار کیلومتر از سرزمینهای ما دست عراق میماند پس موضع میانهای گرفته شد و آن این بود که تا جایی وارد خاک عراق شویم که مردم نباشند. پس قرار شد نیروهای مسلح ما تا زمانی که عراق در خاک ماست، مقابله کنند و تا مرز جلو بروند و از آن به بعد تا جایی وارد خاک عراق شوند که مردم طرف نباشند و به مردم ظلم نشود. ما با مردم عراق در بسیاری موارد عقاید مشترک داریم.
هاشمی در ادامه با اشاره به این که در این مقطع از جنگ ارتش و سپاه که تا آن لحظه برادرانه کنار یکدیگر میجنگیدند، کم کم دچار اختلاف شدند و این موضوع باعث شد جنگ در یک مقطع راکد شود و افزود: شیوه جنگ ارتش کلاسیک بود و شیوه سپاه شیوه جنگ مردمی را داشت و این موضوع باعث شد که در چند عملیات بعدی ناموفق باشیم. بنابراین تصمیم براین شد که فرماندهی واحد شکل بگیرد و کسی خارج از سپاه و ارتش بیاید و قرعه به نام من افتاد چون در آن زمان رهبری که رییس جمهور و رییس شورای عالی دفاع بودند، در ترور آسیب دیده بودند و همچنین مسوولیت ریاست جمهوری داشتند پس نمیتوانستند در جبهه حضور یابند بنابراین امام از من که رییس مجلس بودم خواست که این مسوولیت را بپذیرم و امام حکم را نوشتند.
او تصریح کرد: وقتی برای خداحافظی خدمت امام آمدم و وضع جبهه را توضیح دادم، این نظر را مطرح کردم که ما باید ضربه محکمی داخل خاک عراق به نیروهای عراقی بزنیم و نقطه مهمی از عراق را بگیریم و بعد بگوییم که مذاکره میکنیم سپس جنگ متوقف شود تا حقمان را بگیریم و این نظر را دادم که باید جاهایی از عراق را بگیریم که باعث شود عراق از خلیج فارس دور بماند و از دریا و نفت محروم شود و در این زمان شروع به مذاکره کنیم تا صدام محاکمه شود و خسارتهای ما را بدهد. در آن ملاقات امام پس از صحبتهای من نگاهی به من کردند و لبخند خاصی زدند و جواب من را ندادند اما گفتند که به برکت خدا بروید تا ببینیم چه میشود.
هاشمی با اشاره به این که قبل از عملیات خیبر به عنوان فرمانده وارد جبهه شدم و نکاتی را که خدمت امام گفته بودم، در حضور رزمندگان و فرماندهان جنگ مطرح کردم که عدهای خوشحال شدند اما برخی معتقد بودند که شعار ما جنگ جنگ تا پیروزی است، افزود: در این مقطع از جنگ عملیاتهایی را انجام دادیم که در این عملیاتها با وجود موفقیتهایی که کسب کردیم برای رسیدن به هدف نهایی به موفقیت نرسیدیم اما نیروهای ما همچنان دست بالا را داشتند و در نهایت به آنجا رسیدیم که شورای امنیت برای عراق و ایران قطعنامهای صادر کرد و امام فرمود ما این قطعنامه را نه قبول میکنیم و نه رد میکنیم تا از نظر نظامی خود را نیرومند نگه داریم و قطعنامه را اصلاح کنیم که البته این کار بزرگ انجام شد.
وی با اشاره به این که قطعنامه شورای امنیت به گونهای اصلاح شد که همه صاحبنظران بعدها متعجب ماندند، تصریح کرد: برای اصلاح قطعنامه پشتوانه ما قدرت نظامی ما بود. چون در آن زمان پایه صنعت موشکی ریخته شد و موشکهایی با برد 100 کیلومتر ساختیم و شهرهای شرقی عراق در تیررس ما بود و امروز برد موشکهای ما به 2500 کیلومتر رسیده است.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: صدام و حامیان او از قدرت دفاعی و موشکی ما مطلع شدند و اصلاح قطعنامه را پذیرفتند و دنیا فهمید ما از نظر نظامی ضعیف نیستیم و اگر وارد خاک عراق نمیشویم به خاطر ملاحظاتمان است و در آن شرایط بود که پس از اصلاح قطعنامه با رضایت خودمان آتشبس را پذیرفتیم.
او با اشاره به این که سران قوا با امام (ره) جلسهای داشتهاند، گفت: وقتی شرایط را برای امام توضیح دادیم و امام (ره) قطعنامه را پذیرفتند از آن تعبیر به جام زهر کردند و از ما خواستند تا این موضوع را به مردم بگوییم اما وقتی دیدند این کار از ما ساخته نیست، خودشان بیانیه دادند و پس از دو سه ما که جنگ پایان یافت، وقتی خدمت امام (ره) رسیدم، به من فرمودند جام زهر آن روز برایم تلخ بود اما امروز برایم شیرین شده است چون ما کارمان را خوب انجام دادهایم و خداوند نصرتی را که وعده داده بودند، عنایت کردند.
هاشمی با اشاره به این که در سازمان ملل پذیرفتند که متجاوز عراق است و ایران مورد تجاوز قرار گرفته است، گفت: خسارتهای جنگی به عهده عراق افتاد و 100 میلیارد دلار برای ما خسارت نوشتند. البته خسارتها بیشتر از اینها بود اما مشخص شد که صدام هم باید محاکمه شود و پس از سالها گرچه جنگ تمام شده است اما هنوز پیمان صلح نداریم چون قرارها اجرا نشده است، در حالی که امروز برادران ما در عراق دولت تشکیل داده بودند و آن نصری که خداوند وعده داده بود را شاهد هستیم چون به خوبی میتوانیم بپذیریم که امروز صدام، حزب بعث و نظامیان عراق کجا هستند و ما چطور هستیم که توانستیم با مقاومت و صبر و جهاد پیروز شویم.
به گزارش ایسنا، هاشمی تصریح کرد: اگر 8 سال گذشته نبود که خودمان مقصرش هستیم، امروز جزو کشورهای مقتدر درجه اول بودیم چون پول زیاد و آمادگی فراوان و نیروهای بسیار داشتیم و انشاءالله شما مردم با این جهاد آخری که آفریدید، باعث شوید تا هرچه محسوستر شاهد نصری باشیم که خداوند وعده دادهاند.
ایرنا نوشت: برنامه بسیار فشرده وزیر امور خارجه ایران در نیویورک که معمولا در روز شامل دست کم ۱۲ دیدار جداگانه با همتایانش و شرکت در نشست و سخنرانی های مختلف است، شاهد حاشیه های جالب و قابل توجهی است که بیشتر آن ها نه در چارچوب های قراردادی بلکه در راهروهای سازمان ملل و در قالب های غیر رسمی رخ می دهد.
معمولا در زمان حرکت محمد جواد ظریف از یک اتاق ملاقات به اتاق دیگر یا از ساختمان سفید شمالی سازمان ملل به ساختمان اصلی آن، وی با چندین مقام بین المللی رو به رو می شود که گاهی با سلام و احوال پرسی های گرم و گاهی هم با صحبت های درگوشی همراه است.
از جمله روز دوشنبه، هر چند ملاقات با سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان، در دستور کار برنامه های ظریف گنجانده نشده بود، دو وزیر خارجه در راهرو به هم رسیده و به گرمی با یکدیگر احول پرسی کردند. این دیدار توجه بسیاری از خبرنگاران را به خود جلب کرد که از ظریف و الفیصل عکس و فیلم می گرفتند.
دیدار با نبیل العربی، دبیرکل اتحادیه عرب نیز روز چهارشنبه زمانی رخ داد که دکتر ظریف و هیات همراه دقایقی را برای استراحت به سالن طبقه پایین شورای امنیت رفته بودند تا خود را برای ملاقات با لوران فابیوس، وزیر خارجه فرانسه آماده کنند.
وزیر امور خارجه کشورمان و دبیرکل اتحادیه عرب پس از احوال پرسی، به گوشه ای رفته و برای مدتی به طور خصوصی با یکدیگر گفت و گو کردند که بعدا بر اساس اعلام وزارت خارجه، مشخص شد، این گفته ها اساسا درباره سوریه و یافتن یک راه حل سیاسی برای بحران آن کشور بوده است.
دقایقی پس از پایان گفت و گو میان العربی و ظریف، رییس جمهوری آفریقای جنوبی وارد همان محل شد و ظریف به سوی وی رفت تا با یکدیگر احوال پرسی کنند.
هر دو یکدیگر را به گرمی به آغوش کشیدند و دکتر ظریف خطاب به رییس جمهوری آفریقای جنوبی گفت که امیدوار است وی به زودی از ایران دیدار کند که رییس جمهوری آفریقای جنوبی نیز گفت که بهترین درودهای خود را به رییس جمهوری ایران می رساند.
اما شاید جالبرتین برخوردها در راهروهای سازمان ملل روز سه شنبه رخ داد، زمانی که جان کری وزیر خارجه آمریکا به همراه باراک اوباما در حال وارد شدن به شورای امنیت بود و این در حالی بود که ظریف و هیات همراه وی جلوتر از آن ها در حال حرکت به سمت جلسه بعدی بودند.
با وجود آنکه در چند روز گذشته لحن مقام های آمریکا و ایران درباره بهبود روابط دو جانبه و عبور از مشکلات مثبت بوده است، اما این برخورد از نوع نزدیک در راهروی شورای امنیت به احوال پرسی نینجامید و به این ترتیب عکاسان و خبرنگارانی را که در این چند روزه بی صبرانه منتظر ثبت کردن و ارسال تصاویر دست دادن مقام های دو کشور بودند، حسرت به دل گذاشت.
در میان ملاقات های وزیر امور خارجه کشورمان، دیدار ظریف با احمد داود اوغلو نیز توجه بسیاری از رسانه ها را جلب کرد.
دو وزیر خارجه بخش مهمی از گفت و گوهای خود را در پیاده روی حاشیه رودخانه ایست ریور، کنار سازمان ملل انجام دادند که قدم زدن و گفت و گوی آن ها توجه دهها خبرنگار را به خود جلب کرده بود.
عکس ها و فیلم های گفت وگو و قدم زدم این دو مقام در هوای آزاد در بسیاری از رسانه های جهان با عنوان دیپلماسی کنار رودخانه منتشر شد.
از روز دوشنبه به این سو که صدها هیات دیپلماتیک برای شرکت در دوره جدید مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک وارد شده اند، دیدارهای دکتر ظریف بسیار فشرده تر شده، به طوریکه هر کدام به مدت نیم ساعت طول می کشد و دیدار بعدی تنها به فاصله چند دقیقه از دیدار قبل انجام می شود.
در این فاصله گاهی برخی خبرنگاران سعی می کنند به وزیر خارجه نزدیک شده و درخواست مصاحبه کنند.
با این وجود ظریف که همیشه لبخندی بر لب دارد، به خاطر کمبود وقت ناگزیر است که این درخواست ها را رد کند.
با این حال در پایان دیدارهای وی با وزیران خارجه انگلیس و فرانسه که روز دوشنبه و چهارشنبه در اتاق این دو عضو دایم شورای امنیت صورت گرفت، وزیر خارجه کشورمان با هجوم دهها خبرنگار و فیلمبردار رو به رو شد که می خواستند نظر وی را درباره نتیجه ملاقاتش و آخرین تحولات در موضوع هسته ای ایران دریابند.
این نخستین سفر محمد جواد ظریف به نیویورک در قامت وزیر امور خارجه ایران است. دیپلماتی که سابقه طولانی و مهارتش، او را به یک چهره شناخته شده و مورد احترام در محافل بین المللی تبدیل کرده است.
رفتار خبرنگاران در مقر سازمان ملل نشان می دهد، این اعتبار نه تنها در محافل دیپلماتیک بلکه در میان رسانه ها نیز عمیق بوده و برای همین بسیاری از خبرنگاران رسانه های غربی و غیرغربی امسال درخواست انجام گفت و گوی اختصاصی با وزیر خارجه جدید ایران داده اند.
تردیدی نیست که سکانداری سیاست خارجی دولت تدبیر و امید توسط ظریف و جایگاه بین المللی وی، نشاطی مثال زدنی به دیپلماسی ایران در نیویورک داده است که می توان آن را به خوبی از نوع واکنش مقام های بین المللی و خبرنگاران مستقر در سازمان ملل احساس کرد.













بعد از شکست سنگین منافقین در عملیات مرصاد، رجوی با برگزاری نشستهایی تحت عنوان تنگه و توحید سعی کرد تقصیر این ناکامی بزرگ را بر گردن خود اعضا بیاندازد.
منظور از تنگه همان تنگه چهارزبر بود که در آنجا نیروهای گروهک توسط رزمندگان ایرانی تارومار شدند و منظور از توحید نیز همان حربه رجوی بود که سعی داشت عدم موفقیت در این عملیات را برگردن عدم توجه ذهن و فکر نیروها به کسب پیروزی و انجام ماموریت بیاندازد. وی با این بهانه مسئله انقلاب ایدئولوژیک و طلاق اجباری را مطرح کرد تا به قول خودش نیروها ذهن و فکر خود را از غیر تشکیلات پاک کنند و دلبستگیهای دنیایی خود را فراموش کنند.
با فروپاشی خانواده، مسعود رجوی به بهانههای مختلف کودکان را از پدر و مادرها جدا کرده و به اروپا انتقال داد و در کمپهایی جداگانه نگهداری کرد تا این افراد را تبدیل به تروریستهایی آموزش دیده کند و مورد استفاده قرار دهد.

اما گروهک تروریستی منافقین با سوء استفاده از عدم سختگیری ماموران فرودگاهها بر رفت و آمد كودكان، این کار را صورت داده بود.
تحليل رجوي اين بود كه كودكان مانعي درراه رهائي فكري وابستگان گروهک تروریستی هستند و با دور كردن بچه ها، انرژي بيشتري برای براندازی نظام ایران آزاد خواهد شد!
طرح بازگرداندن اين نوجوانان به پادگان اشرف در سال 1997كه تبدیل به ماشینهایی شده بودند که استقلال فكري نداشتند، خیانتی دیگر در حق همین کودکان بود زیرا بسياري از اين نوجوانان پدران يا مادرانشان یا هر دو را در عملیاتهای گروهک از دست داده بودند و البته این بازگشت نیز به هیچ عنوان به معنای بازگشت به آغوش خانواده نبود.
از آنجا که تاخیر در اعزام این نوجوانان باعث ميشد كه آنان به سن قانوني برسند و در آن صورت امكان بردن اين افراد برای همیشه از بین میرفت، اکثر اين نوجوانان قبل از اينکه تبعه آن کشوری که در آن ساکن بودند بشوند، توسط تشکیلات به عراق برگردانده شدند.
اين اقدام باعث شد که برگشت آنان به ان کشور به دليل اسم غير واقعی ثبت شده در مورد مدارک مهاجرت و نيز عدم تابعيت آن کشور دچار اشكال جدی شود.
این کودکان که در حدود 900 نفر بودند قربانی امیال سرکردگان تروریست گروهک منافقین شدند و عمر و زندگی خود را در این را از دست دادند.
مصطفي (معروف به محمد) رجوي که فرزند مشترك مسعود و اشرف ربيعي است، یکی از همین افراد است.
به گفته اعضای جدا شده گروهک تروریستی منافقین، مصطفی که اکنون بیش از 30 سال سن دارد و با افکار سیاستهای پدرش به شدت اختلاف دارد، میگوید: « من بدبختترين بچه دنيا هستم. وقتی که نوزاد بودم مادرم در خانه تیمی در تهران کشته شد، بعد از آن با پدر بزرگم بودم که توسط تشکيلات به فرانسه برده شدم. در آنجا روزها با 4 تا محافظ به مدرسه میرفتم و عصرها هم معلم خصوصی داشتم. حق نداشتم با بقيه بچهها بازی کنم و بعد هم که به اينجا(عراق) آورده شدهام».
مصطفی رجوی مايل نيست كه در عراق باشد، ولي از آنجا كه با سياستهاي پدرش مخالف است براي عدم افشاي روابط داخلي اجازه خروج از عراق را به وي نميدهند، وي بارها اشاره كرده است كه «مسعود» دجالترین فرد در دنیاست.
وی در زمانی که در پادگان اشرف نگه داشته میشد یک بار با چند نفر از اطرافیانش با یک کامیون اقدام به فرار کرده و سعی داشت از سیمخاردارها و سیاج اشرف عبور کند که دستگیر شد.
وی در بهار سال 2003 به همراه چند نفر ديگر با تهيه مقداري دلار و تهيه نقشه عراق اقدام به فرار میکنند که لو میروند، آنها در اوايل شب بعد از شام ب ايك آيفا به يك قسمت از سيم خاردار اشرف ميزنند و هنگام پرش از سقف كاميون، توسط ماموران مراقبت مصطفي دستگير ميشوند.
ماموران يك سيلي به گوش مصطفي ميزنند و به وي فحاشي ميكنند، چند همراه ديگر نيز دستگير و به اتاق اطلاعات برده ميشوند و در آنجا مورد توهين و ضرب و شتم قرار ميگيرند و بعدا به انفرادي برده ميشود.


وی با بیان اینکه کنترل ناوهای آمریکایی در محدوده آبهای خلیج فارس حق ما است، افزود: هر موقع که ناوهای هواپیمایی آمریکا در خلیج فارس باشند و یا به سواحل ما نزدیک شوند این کنترلها صورت میگیرد.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران تصریح کرد: این کنترلها تا زمانی انجام میشود که ناوهای آمریکایی به سواحل کشورهای عربی نزدیک و یا وارد دریای عمان شوند.

این دو با اشاره به اظهارات جی کارنی سخنگوی کاخ سفید که گفته بود «امکان دیدار میان دکتر روحانی و اوباما وجود دارد» نوشتند: «این دیدار احتمالاً بیشتر در حد یک دست دادن و احوالپرسی کوتاه به احتمال زیاد در ساختمان سازمان ملل خواهد بود تا دیداری رسمی که امکان گفتگوهای مفصلتر سران دو کشور در آن وجود دارد». یک مقام آمریکایی در این باره به رویترز گفته است: «کاخ سفید امیدوار است رؤسای جمهور دو کشور در ساختمان سازمان ملل با یکدیگر دست بدهند، اما امکان یک دیدار کامل به هیچ وجه وجود ندارد.
یک مقام دیگر نیز دست دادن رؤسای جمهور ایران و آمریکا را در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل محتمل دانست.
وی در عین حال گفت: در حال حاضر چنین برنامهای وجود ندارد». محمد و اسپتالنیک، در ادامه تاکید کردهاند که علت بیعلاقگی اوباما به دیدار مفصل حضوری این بوده که ممکن است پس از کوتاه آمدن در قضیه سوریه، یک بار دیگر از جانب منتقدان داخلی خود متهم به ضعف شود. در عین حال، رویترز نوشته است: مقامهای آمریکایی میدانند که «تبادل نظر مهمتر از دست دادن است» و به همین دلیل تلاش میکنند ملاقاتی مفصلتر میان مقامهای وزارت خارجه ایران و امریکا انجام شود. رویترز گزارش داده است: «با وجود گمانهزنیها درباره گفتگوی رؤسای جمهور ایران و آمریکا یا جان کری و محمدجواد ظریف، وزرای خارجه دو کشور در طول نشستهای مجمع عمومی سازمان ملل، مقامات فعلی و سابق آمریکایی میگویند امکان تماس دو کشور در سطح پایین منطقیتر است». یک مقام آمریکایی به این خبرگزاری گفته است: «این راهی است که اغلب برای شروع انتخاب میشود، چرا که شما واقعاً از طرف گفتگو مطمئن نیستید.
میتوان از پیامدهای دیدار در سطح پایینی که بینتیجه است، در امان بود، اما در امان ماندن از پیامدهای دیدار در سطح مقامات عالی امکانپذیر نیست». به نوشته رویترز، آمریکا چند نامزد احتمالی برای ریاست این گفتگوها دارد که از جمله میتوان به وندی شرمن، معاون وزیر خارجه این کشور در امور سیاسی اشاره کرد که هم اکنون ریاست مذاکرات هستهای آمریکا با ایران را بر عهده دارد.
دیگر نامزد احتمالی ریاست این گفتگوها، بیل (ویلیام) برنز، قائم مقام وزیر خارجه آمریکا است که مذاکرهکننده سابق هستهای و کارشناس مسائل خاورمیانه است. علاوه بر این، رویترز گزارش داده است که اوباما سعی خواهد کرد رد نطق خود در سازمان ملل که هم زمان با نطق دکتر روحانی انجام میشود هم به این نکته اشاره کند که امکان حل دیپلماتیک مسئله هستهای ایران وجود دارد و هم تاکید کند که برنامه هستهای ایران باید مهار شود. رویترز نوشته است: علت اتخاذ این رویکرد این است که «اوباما باید بتواند امکان گفتگو با ایران را حفظ کند و در عین حال از خود در برابر انتقاد محافظه کارانی که ممکن است تمایلش به گفتگو را نشانه ضعف او بدانند، به ویژه پس از تصمیم اخیر وی درباره بمباران نکردن سوریه حفاظت کند».

(1359 ش) پس از تعرض هواپیماهای عراق به حریم هوایی ایران و بمباران مناطق حساس کشور، در کمتر از بیست ساعت، یکصد و چهل فروند جنگنده ایرانی در حریم هوایی بغداد ظاهر شده و طی عملیاتی برقآسا، چندین پایگاه نظامی و دیگر مراکز مهم و حساس را در بغداد و سایر شهرهای عراق بمباران کردند. در این حملات، تعداد زیادی از هواپیماهای عراقی که روی باند مستقر شده بودند، منهدم شدند.

این عملیات و نفوذ در خاک عراق تا مناطقی نزدیک مرز سوریه و اردن حیرت کارشناسان نظامی خارجی را نیز برانگیخت که خلبانان ایرانی چگونه توانستهاند از دیوار توپهای ضد هوایی و موشکهای زمین به هوای عراق عبور کنند. این حمله، توان و قابلیت رزمی نیروی هوایی را به منصه ظهور رساند و به طرز باشکوهی به نمایش گذاشت.
فرمانده نیروی زمینی ارتش گفت: 8 سال دفاع مقدس سرشار از رشادتهای دلاوران ارتشی، سپاهی، بسیجی و نیروی انتظامی است و باید تلاش کنیم تا این نگاه را به نسل آینده منتقل کنیم تا فرهنگ ایثار و حماسه گسترش پیدا کند.
فرمانده نیروی زمینی ارتش گفت: 8 سال دفاع مقدس سرشار از رشادتهای دلاوران ارتشی، سپاهی، بسیجی و نیروی انتظامی است و باید تلاش کنیم تا این نگاه را به نسل آینده منتقل کنیم تا فرهنگ ایثار و حماسه گسترش پیدا کند.
امیرسرتیپ احمدرضا پوردستان، فرمانده نیروی زمینی ارتش در مراسم رونمایی از چند کتاب در حوزه دفاع مقدس در فرهنگسرای اندیشه با بیان اینکه هفته دفاع مقدس یادآور ایثار، فداکاری و گذشت فراوان ملت نستوه و سربلند ایران است، اظهار داشت: یاد و خاطره شهیدان دفاع مقدس را گرامی میدارم و از خداوند می خواهم به ما هم لیاقت ادامه دادن راه آن بزرگواران را عنایت بفرماید.
فرمانده نیروی زمینی ارتش ادامه داد: در روایات بسیاری آمده است وقتی که امام حسین (ع) راهی کربلا شدند، نامههای زیادی به این حضرت میرسید و اعلام آمادگی میکردند که ما در خدمت شما هستیم، اما وقتی که ایشان در منزلگاه حاضر شدند و ندای هل من ناصر ینصرنی را سر دادند هیچ کسی پاسخی نداد و آنگاه حضرت فرمودند: «آنها حرف دین میزنند و ظاهر اسلامی میگیرند تا منافعشان به خطر نیفتد اما وقتی روز حادثه پیش بیاید چقدر دینداران کم هستند.»
امیر پوردستان تصریح کرد: بنده به عنوان کوچکترین سرباز، زمانی که شیپور جنگ نواخته شد و زمانی که رژیم بعثی عراق با 12 لشگر زرهی و 45 تیپ مستقل و 366 فروند هواپیما مرزهای ما را مورد تجاوز قرار داد، در همراهی با ملت ولایتمدار ایران اسلامی در جبههها شرکت کردند، همانطور که مردم ایران در این جنگ نشان دادند که دین لقلقه زبانشان نیست؛ بلکه دین در عمق جانشان نفوذ کرده است و سلول های بدنشان دین را فریاد میزند و همه این ملت به ندای حسین زمانشان لبیک گفتند و فرزند امام حسین (ع) از جماران ندا داد که هل من ناصر ینصرنی و ملت ایران همه نیز لبیک گفتند و زن، مرد، پیر و جوان لباس رزم پوشیدند تا از تمامیت ارضی این سرزمین و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دفاع کنند. آنها در خون خود غلتیدند اما اجازه ندادند دشمنان نگاه چپی به این سرزمین داشته باشند.
فرمانده نیروی زمینی ارتش با بیان بخشی از فعالیتهای نیروی زمینی ارتش در دوران دفاع مقدس، تاکید کرد: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، استکبار جهانی از غرص نهال انقلاب ناخرسند شده بود و لذا به دنبال این بود تا چیزی غیر از اسلام در این مملکت وجود داشته باشد؛ اما موفق نشد و از همان روز اول فعالیتهای ضد نظامانه ی خود را شروع کرد.
امیر پوردستان افزود: دشمنان وقتی از استراتژیهای ناموفق خود به نتیجه نرسیدند، راه جدیدی را شروع کردند و به تمامی نیروهای خود در خارج از کشور فراخوان دادند تا به ایران بیایند و لباس کردی، عربی و بلوچ تن آنها کردند تا بتوانند ناامنی وسیع و گستردهای را در سطح کشور آغاز کنند که مرکز ثقل این اقدامات ضدانقلاب در شمال شرق کشور بود و ما شاهد ناامنی در این منطقه بودیم.
وی با اشاره به تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تاکید کرد: بعد از پیروزی انقلاب، سپاه پاسداران تشکیل شد؛ ماموریتهای اطلاعاتی، امنیتی و حفاظت از شخصیتها و مقابله با گروهکها به عهده این نهاد گذاشته شد و ماموریتهای عملیاتی به عهده سپاه نبود؛ اما یگانهایی که برای عملیات و مقابله با ضدانقلاب فعالیت میکردند، لشکرهای نیروی زمینی ارتش بود و به یاد میآورم اولین لشکر، لشکر 84 نیروی زمینی بود که در بانه و سقز استان کردستان و همچنین مریوان مستقر شده بودند، تا با ضدانقلاب مبارزه کنند و این لشکر تنها 30 روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای دفاع از انقلاب و مقابله با گروهکهای ضد انقلاب در پاوه مستقر شد.
فرمانده نیروی زمینی ارتش با بیان اینکه بدنه ارتش در زمان رژیم شاه خائن، سالم و همراه با مردم بود، ادامه داد: تیپ 30 در گنبد و لشکر 92 در خوزستان پس از مدت کوتاهی از وقوع انقلاب اسلامی وظیفه دفاع از انقلاب و مقابله با گروهکها را به عهده گرفتند و این حرکات مومنانه را برای دفاع از نظام انجام دادند. همچنین در مدت کوتاه اوایل دفاع مقدس هوانیروز نیروی زمینی ارتش 44 شهید خلبان و کمک خلبان به انقلاب تقدیم کرد.
وی در ادامه سخنان خود گفت: ناامنیها و تبادل آتش و خمپاره نیز از سال 59 میان ایران و عراق آغاز شد و از همان موقع وضعیت مرزها از حالت انتظامی به نظامی رسید و زمانی که مرزها به حالت نظامی رسید، لشکرهای 37، 81، 84 و 92 نیروی زمینی ارتش برای مقابله و رویارویی با دشمنان شروع به فعالیت کردند و در مرزهای کشورمان مستقر شدند.
امیر پوردستان با بیان برخی اتهاماتی که به ارتش زده می شد، تأکید کرد: اگر ارتش آماده نبود، چگونه در 2 مهر 59 توانست 140 فروند هواپیما را آماده کند و بتوانند هدفها را در عمق خاک عراق نشانه بگیرد؟ مگر آماده کردن 140 فروند هواپیما کار یک یا 2 ساعت است؟
فرمانده نیروی زمینی ارتش با تاکید بر اینکه بنده در عملیات والفجر 8 فرمانده گروهان عملیاتی بودم، اظهار داشت: نیروی زمینی در جزیره مجنون، عملیاتی را در 5 محور انجام داد و عراقیها احساس کرده بودند که این، یکی از محورهای اصلی است و فریب خوردند چرا که این موضوع به غواصان ما این امکان را داد که خود را به سواحل فاو برسانند.
امیر پوردستان با بیان اینکه هزار قبضه توپ نیروی زمینی ارتش در زمان دفاع مقدس، سپاه پاسداران را حمایت میکرد، گفت: امام خمینی (ره) در سال 68 در یکی از سخنرانیهایشان تعبیرات جالب و بسیار مهمی درباره نیروی زمینی ارتش داشتند و فرمودند: "نیروی زمینی قهرمان در تمامی حوادث نوک پیکان بوده است"؛ کارهای مدنظر حضرت امام(ره) که توسط سربازان نیروی زمینی انجام شده، از روی عشق به رهبری و ولایت بوده است؛ لذا ما این مستندات را باید به نسلهای بعدی منتقل کنیم.
وی افزود: 8 سال دفاع مقدس سرشار از رشادتهای دلاوران ارتشی، سپاهی، بسیجی و نیروی انتظامی است و باید تلاش کنیم تا این نگاه را به نسل آینده منتقل کنیم تا فرهنگ ایثار و حماسه گسترش پیدا کند
فرمانده نیروی زمینی ارتش در بخش دیگری از سخنانش به ویژگیهای بیبدیل دفاع مقدس اشاره کرد و اظهار داشت: اولین ویژگی دفاع مقدس این بود که ما تنها مدافع حاکمان نبودیم، بلکه از باورمان، قرآن و ولایت دفاع کردیم.